چاپ

 

نه شاه، نه شیخ‌چی؛ فقط استقلال‌چی
  شوونیسم، استبداد و فریب تاریخی

سقوط بی‌سابقه ارزش ریال، فروپاشی کامل معیشت مردم و گسترش فقر سیستماتیک، جغرافیای ایران را بار دیگر به آستانه انفجار اجتماعی رساندهاست. اعتراضات و اعتصابات اخیر، نه حرکتی احساسی و مقطعی، بلکهنتیجه دهه‌ها انباشت خشم مردمی است که زیر سلطه یکی از سرکوبگرترین و فاسدترین رژیم‌های معاصر، یعنی رژیم شوونیستی و تروریستی آخوندی، به ستوه آمده‌اند.
رژیم حاکم، مطابق ذات ایدئولوژیک خود، به‌جای پاسخ‌گویی، اصلاح یاعقب‌نشینی، بار دیگر به ابزار همیشگی‌اش متوسل شد: شلیک مستقیمگلوله‌های جنگی به مردم بی‌دفاع، بازداشت‌های گسترده و غیرقانونی، شکنجه، ارعاب و ایجاد فضای رعب و وحشت. این رفتارها بار دیگر نشان داد که ادعای «دموکراسی»، «مردم‌سالاری دینی» و «انتخابات آزاد» در اینجغرافیا، چیزی جز یک پروپاگاندای بی‌شرمانه و شوی سیاسی برای فریبافکار عمومی جهان نیست.
اما خطر تنها به رژیم آخوندی محدود نمی‌شود. هم‌زمان با شعله‌ور شدن اعتراضات، جریان‌های پان‌ایرانیست، پان‌فارسیست، ایرانشهری و همچنینطرفداران رژیم ساقط‌شده پهلوی، ناگهان با نقاب اپوزیسیون و شعار «همبستگی ملی» ظاهر شده‌اند. این جریان‌ها امروز از سایر ملل ساکن در این جغرافیا انتظار همراهی و فداکاری دارند، در حالی که خود، شریکتاریخی سرکوب، تحقیر و انکار هویت این ملل بوده‌اند.
این همان نیروهایی هستند که در سال‌های سکوت خیابان‌ها، نه‌تنها از به‌رسمیت‌شناختن ابتدایی‌ترین حقوق انسانی ملل غیرفارس امتناع می‌کردند، بلکه با زبان توهین، تمسخر و نفرت، هویت آنان را لگدمال می‌نمودند. در اینمیان، ملت تورک آذربایجان جنوبی بیش از همه قربانی پروژه‌ی حذف، انکارو استعمار داخلی بوده است.
در طول دهه‌ها، مردم تورک آذربایجان با شدیدترین اشکال تبعیض ساختاریمواجه بوده‌اند: ممنوعیت آموزش و تحصیل به زبان مادری، بایکوتسیستماتیک فرهنگی، به‌حاشیه‌راندن ورزش و ظرفیت‌های اجتماعی، و امنیتی‌سازی هر مطالبه مدنی. این تبعیض تنها به عرصه فرهنگ محدود نمانده، بلکه با غارت سازمان‌یافته منابع زیرزمینی و سطحی، تخریبمحیط‌زیست و نابودی طبیعت خدادادی آذربایجان تکمیل شده است؛ سیاستی که از رژیم پهلوی آغاز و در رژیم آخوندی با شدت بیشتری ادامه یافته است.
هر صدای اعتراضی از آذربایجان، با برچسب‌هایی چون «تجزیه‌طلب»، «پان‌ترکیست»، «تبلیغ علیه نظام» و «افساد فی‌الارض» سرکوب شده و فعالان آن با احکام سنگین، زندان‌های طولانی‌مدت و بازداشت‌های بدون محاکمه مواجه شده‌اند. این سیاست سرکوب عریان، بیانگر ترس ساختارقدرت از بیداری ملی و آگاهی سیاسی ملت تورک آذربایجان جنوبی است.
امروز، همان جریان‌های ایرانشهری که دهه‌ها در کنار استبداد ایستادهبودند، از «وحدت» سخن می‌گویند. این وحدت‌طلبی، نه بر پایه برابری و عدالت، بلکه از سر استیصال و ناتوانی سیاسی است. آنان به‌خوبی می‌دانندکه بدون مشارکت ملل غیرفارس، توان مقابله با رژیم آخوندی را ندارند؛ اما همچنان حاضر نیستند حتی یک قدم از شوونیسم تاریخی خود عقب‌نشینیکنند.
ملت بزرگ تورک آذربایجان جنوبی، حافظه تاریخی خود را نه فراموش کرده و نه خواهد کرد. این ملت، مسیر و هدف خود را آگاهانه و بر اساس تجربه تاریخی انتخاب کرده است. شعار ما روشن، شفاف و غیرقابل مذاکره است:
آزادلیق – عدالت – حکومت ملی
تجربه یک قرن سرکوب، تبعیض و تحقیر نشان داده است که در چارچوبساختارهای شوونیستی موجود، هیچ آینده‌ای جز بازتولید استبداد وجود ندارد. تنها راه رهایی واقعی از این چرخه، استقلال و تعیین سرنوشت به‌دستخود ملت است؛ راهی که دیگر بازگشتی از آن وجود ندارد.
نه شاه، نه شیخ‌چی؛ فقط استقلال‌چی.
نویسنده:
سجاد منافی
فعال سیاسی آذربایجان جنوبی